تو را
تو را دوست می دارم چنان که می دانم تو سازت را دوست داری ! تو را دوست می دارم چون هوای خنک پاییزی!
تو که چون بادی لطیف ،حسرت عمر مرا دزدیدی! تو مرا می دیدی! من تو را می دیدم! غم تنهایی تار، وحشت گوشه و شور قسمت عمر مرا قسمت کرد!
قسمت تنهایی،حسرت تنگ و دراز اخر شد! و چنان قسمت عمر دل من غم عشق، عشق تو علت شد!
و امروز انچه من می خواهم،غم توست!غم تو دلنواز و ابی! غم و حسرت تیره و تار!
و اما لبخند! داسستانی که اغاز و فنایش دل تنهای مرا می سازد!
لبخند تو اغاز بهاری زیباست! فنای ان نا پیداست!و من چنان می خواهم! که مرا بنویسی! پشت سل! پشت ر!
و مرا بنوازی!
حسرت عمر مرا دزدیدی!ممنونم! پس بیا این دل بی تاب مرا مرهم نه!
چون تو را دوست دارم!
عاشقم چون دل تو می خواهم!+نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت21:40توسط Mahsa |


