|
سلام به همه ی دوستای گلم بعد از تو در شبان تیره و تار من
دیدم در آن کویر درختی غریب را
نمی دانم کجی
دنیا بهترین ها را پیدا می کنم.نمی دانم در المان ایتالیا یا فرانسه امن تر و سالم
تر و پر افتخار تر زندگی می کنم یا در تبت و ایران و چین؟ ولی میدانم
الان با سایه ام در گیرم.هر دو سر هم غر می زنیم و برای شکستن کاسه کوزه ها بر سر
اون یکی مدام کلنجار می ریم. دنبال شفای
احساسات مآیوس کننده,از اجتماع و حرف و حدیث ها فرار می کنم و به موسیقی
درمانی,شعر درمانی,ورزش درمانی و هزار و یک درمان مدرن و شیک نسل سومی پناه برده
ام. ولی هنوز
خیلی از روز ها که اعتماد به نفسم را پشت چراغ های قرمز این شهر جا می ذارم همهی
ان درمان های امید وار کننده از یادم می رود.شاید راه حل این ماجرا به دنیای دیگری
برگردد,دنیایی بیرون از این مرزها... دنبال بهشت
خیالی نمی گردم,دنبال محله های شهری که دزد,چراغ قرمز,دیوانگی,گدایی و بیماری
نداشته باشد نیستم ,حتی در خواب.من فقط دنبال ریتم فعال و ضربان منظم و طبیعی
زندگی می گردم.همان موج مثبتی که رفتار و احساسات ادم ها را با سایه هایشان درگیر
نمی کند یا لااقل در درگیری ها مراقب است همه ی پل های پشت سرمان را خراب
نکنیم.مراقب است که کنترل اعصابمان را از دست ندهیم.همان ضربان دلواپسی که می
تواند گرفتار هیچ و پوچمان کند. راستش دلم می خواهد بروم به همان
جا که با سایه ام دوستانه صحبت کنم
|
About![]()
... هستم Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
تنها ترین |